کمپین های تبلیغاتی کلینیک های پزشکی و دندانپزشکی و ۱۴ اشتباه رایج

چرا گاهی کمپین های تبلیغاتی کلینیک های پزشکی و دندانپزشکی خوب پیش نمی روند؟ چه اشتباهاتی باعث نرسیدن به نتیجه ی مطلوب خواهد شد؟

ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻭ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺑﯽ ﺩﯾﺠﯿﺘﺎﻝ متغیر ﺑﻮﺩﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ. اینﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﮐﺎﺭﻣﺎﻥ ( فعالیت هایی که انجام میدهیم ) ﺭﺍ بروز ﻭ ﺟﺬﺍﺏ ﻧﮕﻪ ﻣﯿﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺭﺍﮐﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﻥ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺍﻣﺎ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺷﺪﻥ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺩﺭ کنار ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ در کلینیک ﺩﺍﺭﯾﻢ ﯾﮏ ﭼﺎﻟﺶ جدی ﺍﺳﺖ.

ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺳﺎﻟﻪ ﻣﺎ در آژانس TEBex  ﯾﮏ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺍﺯ ﺭﻭﻧﺪ ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺑﯽ ( کلینیک ها و مراکز پزشکی در سال گذشته  ﺭﺍ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺗﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺭﺍ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﺤﻮﻩ ﺭﺳﯿﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺎﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ بیان کنیم

از کدام روش تبلیغاتی می توانیم تعداد پروسیجرهای درمانی رو افزایش بدهیم؟ نه اینکه صرفا تعداد لایک / فالور و یا میزان view اینستاگرام افزایش پیدا کند! این جمله، دیالوگی تکراری در بسیاری از جلسات مشاوره ای است که با مدیران مراکز درمانی و بطور خاص کلینیک های پزشکی و دندانپزشکی می شنویم.

اینکه چرا کمپین های تبلیغاتی اثربخشی لازم رو ندارند و چرا بدرستی به مخاطب هدف نمی رسد؟

در این مقاله به بررسی ۱۴ اشتباه اساسی در رویکردی که کلینیک ها و مراکز درمانی در بحث کمپین های تبلیغات و یا PR ( روابط عمومی و اطلاع رسانی ) انجام می دهند ، خواهیم پرداخت.

۱. اشتباه در نظر گرفتن شاخص های ارزیابی کمپین های تبلیغاتی کلینیک های پزشکی

اولین و مهمترین نکته این است که اساسا ما چه شاخص یا پارامتری را باید برای ارزیابی میزان موفقیت یک کمپین در نظر بگیریم، بطور مثال در حوزه کمپین کلینیک های پزشکی و زیبایی در اینستاگرام :

  • افزایش تعداد فالورها
  • افزایش تعداد لایک و کامنت ها
  • افزایش میزان view ویدئوها
  • و یا حتی افزایش engagement

واقعیت این هست که هیچکدام از این فاکتورها میزان موفقیت یک کمپین را تعیین نمی کنند و مهمترین شاخص ، اندازه گیری میزان ROI ( return on investment ) و نرخ بازگشت سرمایه تبلیغات و مارکتینگ است.  به زبان ساده اگر شما ۱ میلیون تومان هزینه کرده اید  و در نهایت ۴ نفر را جذب کرده اید پس شما برای هر جذب مخاطب به واقع ۲۵۰ هزار تومان هزینه پرداخت کرده اید. حال اگر درآمد ( سود ) حاصل از این ارائه خدمت ۳۵۰ هزار تومان باشد شما به میزان ۱۰۰ هزار تومان باگشت سرمایه تبلیغات و ۴۰% نرخ بازگشت سرمایه داشته اید ولی اگر شما به جای ۴ نفر فقط ۲ نفر را جذب می کردید آنگاه میزان بازگشت سرمایه شما منفی ۱۵۰ هزار تومان بود!!!

به عبارتی فاکتورهایی مانند نرخ فالور، لایک، بازدید و … تا زمانیکه نتوانند تعداد مخاطب جذب شده را افزایش دهند عملا کارایی لازم را ندارند و صرفا فاکتورهایی گول زننده و امیدبخش می باشند.

حال اگر بخواهیم فاکتور ROI را افزایش دهیم، عملا باتوجه به غیر قابل تغییر بودن درآمد حاصل از خدمت، بایستی هزینه جذب هر مخاطب ( بیمار ) را کاهش دهیم که به دو پارامتر اساسی مرتبط می باشد :

الف ) نحوه بودجه بندی و تخصیص بودجه در بین رسانه های کمپین

ب ) افزایش تعداد مخاطب جذب شده

که این تعداد صرفا به ورودی جذب شده از سوی کمپین تبلیغاتی مرتبط نمی باشد و بایستی با افزایش نرخ های پاسخ ( تعداد مخاطبین کمیپن به تعداد سرنخ های جذب شده از کمپین مانند شماره تماس، ورودی سایت، تماس های تلفنی به مرکز و … ) ، افزایش نرخ تعامل ( تعداد سرنخ های جذب شده به وقت های رزرو شده برای مشاوره ) و افزایش نرخ تبدیل ( تعداد وقت های مشاوره به تعداد پروسیجر درمانی ) بتوانیم تعداد مخاطب جذب شده را تحت کنترل قرار دهیم.

۲. انتخاب رسانه های اشتباه در کمپین های تبلیغاتی کلینیک های پزشکی

دومین عامل شکست کمپین های مارکتینگ و تبلیغات در کلینیک های زیبایی و دندانپزشکی، نبود آگاهی از عملکرد رسانه های مختلف و نوع کارکردی است که هر یک می توانند برای ما داشته باشند.

ما بایستی بتوانیم با توجه به مشخصات مخاطب مدنظر و همچنین نوع پیامی که داریم، تشخیص دهیم در چه مدیاهایی مخاطب ما حضور دارد و ما بتوانیم بهترین فضاها را در داخل آن مدیا انتخاب کنیم.

مهمترین بخش هر کمپین که هزینه بر ترین قسمت آن نیز می باشد، انتخاب مدیا و رسانه های موثر در داخل آن می باشد. هنوز در جلسات مشاوره شاهد این موضوع هستیم که بسیاری از مدیران کلینیک ها و مراکز درمانی نسبت به تنوع رسانه ها و ابزارهای مختلف شناخت لازم را ندارند و همین امر باعث محدود شدن فضاها و کانال هایی شده است که می توانند با مخاطبین خود در ارتباط باشند و از آن بدتر انتخاب مدیا و رسانه هایی یکسان برای مخاطبینی کاملا متفاوت!!! چرا ؟ چون صرفا چند نوع رسانه را شناخت داریم.

نتیجه چه می شود ؟ از بین بردن مهمترین رکن یک کمپین تبلیغاتی ( بودجه و رسانه ) و در نهایت یا عدم دسترسی به مخاطبین هدف و یا جمع آوری تعداد سرنخ بدون کیفیت ( بطور مثال شما مخاطب تهران را می خواستید ولی ۷۰% افرادی که با کلینیک تماس می گیرند از شهرستان هستند !!! ).

باید بدونیم که هر گروه از مخاطبین مدیا و رسانه های مخصوص به خودشون رو دارند و حتی در یک مدیای یکسان مثلا وب سایت ها و یا گوگل، ممکنه رفتارهای سرچ و بازدید متفاوت داشته باشند و این اهمیت بحث انتخاب رسانه رو نشون میده، و اینکه فکر نکنیم ما این پیام رو آماده کنیم و در هر رسانه ای پخش کنیم، مخاطب خودش رو پیدا می کنه و یا به دست مخاطب هدف ما میرسه !!!

۳. عدم تخصیص کانال های ( راه های ) ارتباطی مجزا برای هر رسانه

سومین اشتباهی که بخصوص در حوزه تبلیغات غیر دیجیتال نیز به تعداد شاهد آن هستیم، این است که کلینیک دقیقا نمی داند هر رسانه ای که در کمپین مورد استفاده قرار گرفته، دقیقا چه تعداد reach ( تعداد افرادی که دیده اند )، چه تعداد action ( تعداد افرادی که اقدامی انجام داده اند ) و … داشته است.

در حالیکه در ابرازهای دیجیتال ما باید برای هر مدیا و هر پیامی که بصورت تصویر و ویدئو منتشر می کنیم یک راه ارتباطی مجزا طراحی و تعیین کنیم تا در پایان کمپین بتونیم بطور دقیق میزان اثربخشی و بازده هر رسانه و پیام را به تفکیک مورد بررسی و آنالیز قرار دهیم.

مثلا در فضای دیجیتال با طراحی صفحات لندینگ پیج ( landing page ) برای هر پیام تبلیغی این امر به راحتی اتفاق می افتد که اگر در صفحه لندینگ پیج ، فضایی برای ثبت شماره تماس در قبال دریافت یک خدمت یا سرویس طراحی شود می توانیم به راحتی میزان کلیک بر روی لندینگ پیج و همچنین میزان ثبت شماره را داشته باشیم و در همین جا اشاره کنم که حتی می توانیم میزان متقاعدکننده بودن لندینگ پیج و مطالب آن را نیز آنالیز کنیم.

آنالیز روزانه لندینگ پیج ها به ما کمک می کند بتوانیم نرخ پاسخ را تا حد بسیار زیادی افزایش و از همه مهمتر تحت کنترل داشته باشیم.

در تبلیغات غیر دیجیتال هم ما بایستی برای هر بیلبورد، لایت باکس و یا تبلیغ در مجله ای و یا حتی تراکت کلینیک یک مسیر ارتباط اختصاصی تعریف کنیم ، بطور مثال یک شماره تماس مستقل و یا یک QR کد مستقل و یا یک پیام مستقل که وقتی آن پیام را به ما میرسانند ، ما متوجه شویم چه تعداد از طریق چه رسانه و چه پیامی جذب شده اند.

پس سومین مشکل کلان در کمپین های تبلیغاتی نبود مکانیزم مانیتورینگ و ارزیابی روزانه کمپین است.

۴. عدم تبدیل ارتباط با مخاطب جذب شده از کمپین های تبلیغاتی کلینیک های پزشکی به یک زنجیره ارتباطی

چهارمین مشکل اینکه وقتی یک سرنخ ( LEAD ) دریافت می کنیم بطور کل ۲ نوع رفتار رو انجام میدیم :

الف ) اگر در اولین تماس، مخاطب قانع شد که مراجعه کند که فرآیند رزرو وقت مشاوره طی می شود و در غیر اینصورت کلا نه ثبت اطلاعات ( بطور مثال نوع خدمت درخواستی و یا بطور کلی مشخصات دموگرافیک ) صورت می گیرد و نه اهمیتی دارد!!!

ب ) اگر در تماس اول ، فرد متقاضی رزرو وقت انجام نداد، بخش تماس تلفنی کلینیک احتمالا ۲ تا ۳ بار با وی تماس می گیرند و از وی می خواهند که چه تصمیمی گرفتی؟ و یا الان فلان تخفیف را داریم، می خوای استفاده کنی ؟ و …

اگر به این نوع دیالوگ ها دقت کنید، عمدتا از نوع دیالوگ های فروش هستند که اصلا با حوزه درمانی و خدمات درمانی سنخیت ندارند و برای مخاطب آزاردهنده است ( لطفا خودتان را در همین موقعیت تجسم کنید )، حال روش درست شیوه احترام و ارتباط با مخاطب از اولین تماس برقرار شده استفاده از تشکیل زنجیره ارتباط با مخاطب است.

بطور متوسط تنها ۳ % از افراد در اولین ارتباطی که با یک کمپین برقرار می کنند احتمال دارد که یک خدمت درمانی را دریافت کنند و ۷% اصطلاحا در مرز دریافت خدمت هستند و در حدود ۳۰% علاقمند هستند ولی در حال حاضر آمادگی دریافت خدمت را ندارند.

حال اگر ما این زنجیره را شکل ندهیم عملا فقط پیام و ارتباط خود را با ۳% افراد برقرار کرده ایم و اگر این زنجیره شکل بگیرد با ۴۰% می توانیم ارتباط برقرار کنیم.

 

امیدوارم با مطالعه این مقاله به برخی اشتباهات که در کمپین های تبلیغاتی رخ میدن دقت کنیم.

برای کسب اطلاعات بیشتر حتما کتاب زنجیره روابط در بازاریابی از تیم TEBex را مطالعه کنید.

۵.ﺣﻔﻆ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﻮﺟﻮﺩ در فضای ﺩﯾﺠﯿﺘﺎﻝ

ﺷﻤﺎ ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋی ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺑﯽ ﺩﯾﺠﯿﺘﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ  ۱۳۹۸ بطور کامل اجرا ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ. ﺍﯾن ﻋﺎﻟﯿﻪ! ﺣﺎﻻ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﻫﯿﺪ! ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺑﯽ ﺩﯾﺠﯿﺘﺎﻝ ﺑﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﯿﺎﺯ ﻣﺸﺘﺮﯼ و یا در برخی مراکز بیمار  ﺑﻪ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﺧﻮﺩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﺩﻫد. CTR نسبت ( نسبت ﮐﺎﺭﺑﺮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﯾﮏ ﻟﯿﻨﮏ ﺧﺎﺹ ﮐﻠﯿﮏ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﮐﻞ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺍﺯ ﺻﻔﺤﻪ ) ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺩﺭ ﺻﻔﺤﺎﺕ ﻣﻮﺗﻮﺭﻫﺎﯼ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﮔﻮﮔﻞ همچنان نسبتی درست و شاخصی استاندارد است. ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ در فضای  ﺩﯾﺠﯿﺘﺎﻝ  و شبکه های اجتماعی  دیگر چندان استفاده نمی شود

از طرفی  CPC ( ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺑﻪ ﺍﺯﺍﯼ ﻫﺮ ﮐﻠﯿﮏ ) ﺑﺮﺍ ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺑﯽو تبلیغات ﺭﻭﯼ ﻣﻮﺗﻮﺭﻫﺎﯼ ﺟﺴﺘﺠﻮ  و شبکه های اجتماعی  ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ افزایش ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺑﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺁﯾﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﺪﺕ ﺳﻪ ﻣﺎﻫﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﮔﻞ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﯾﺪ ﺑﺎ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﻗﺒﻠﯽ ﺁﻥ ﯾﮑﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ؟ ﻭﻗﺖ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺁﻥ ﺭﻗﻢ ﺭﺍ ﺍﺭﺯﯾﺎﺑﯽ ﮐﻨﯿﺪ.

۶. ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﺑﻨﺪﯼ ﻧﮑﺮﺩﻥ ﺗﻌﺎﻣﻼﺕ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭ

ﺍﻟﮕﻮﺭﯾﺘﻢ ﻫﺎﯼ ﺟﺪﯾﺪ اینستاگرام  ﺑﻪ ﭘﺴﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻬﺎ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﮐﻪ ” ﺗﻌﺎﻣﻼﺕ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭ” ﺭﺍ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑه عبارت ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﻭﺍﮐﻨﺶ ( ﮐﻪ ﻻﯾﮏ ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﺪ ) ﻭ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. مراکز پزشکی و کلینیک های صاحب نام و اصطلاحا برند ﮐﻪ ﺑﻄﻮﺭ ﻣﻮﺛﺮ ﺍﺯ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺭﻭﯼ ﺟﻨﺒﻪ اجتماعی ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﻄﺎﻟﺐ  آگاهی بخش و اجتماعیﻭ ﯾﺎ ﻣﺤﺘﻮﺍﻫﺎﯼ که ﺗﻤﺮﮐﺰﺷﺎﻥ ﺭﻭﯼ تبلیغ خدمت  ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺳﺖ و مطالب ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻔﺮﺩ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، به نسبت هزینه ای که پرداخت می شود، جذب و ارتباط ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺑﺪﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ.

۷. ﺻﺮﻑ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ

در شرایط فعلی ﮐﻪ ﺗﺎ ﺩﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ ﻣﺤﺘﻮﺍﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﮐﻠﯿﮏ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﭼﺎﻟﺶ کلینیک ها و مراکز درمانی در بخش بازاریابی و تبلیغات  ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ در دید ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ. ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺑﺎﻥ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ مراکز درمانی  ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩتولید پیام های موثر ) و هزینه کردن برای فضاهای تبلیغاتی در شبکه های اجتماعی و سایر رسانه ها  ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺍﯼ ﻣﻨﺎﺳﺐ و در زمانی درست  ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ مخاطبین هدف  ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ در این چالش بزرگ، موفق  ﺑﺎﺷﻨﺪ.

۸. ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﯾﻨﻔﻠﻮﺋﻨﺴﺮﻫﺎ

ﺍﯾﻨﻔﻠﻮﺋﻨﺴﺮﻫﺎﯼ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭ ﺳﻠﺒﺮﯾﺘﯽ ﻫﺎﯼ اینستاگرام  ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺎﻟﻮﺭﻫﺎ ﻭ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﻣﯿﻠﯿﻮﻧﯽ ﺧﻮﺩ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺁﯾﺎ ﺩﺭ خدمات  ﭘﺰﺷﮑﯽ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﻔﻠﻮﺋﻨﺴﺮﻫﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﭘﺴﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﮐﻨﯿﺪ ( ﻣﺜﻼ ﭘﺰﺷﮏ ﯾﺎ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ) ﮐﻪ ﮐﺎﺭﯾﺰﻣﺎﺗﯿﮏ ﺑﺎﺷﺪ ( ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺧﻮﺩﺵ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻫﺪ ) ﻭ ﺩﺭ ﺣﯿﻄﻪ ﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻋﻠﻢ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﯾﻦ ﻣﺸﺎﺭﮐﺖ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﭘﻮﻝ ﺳﺎﺯ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﻧﺪﺗﺎﻥ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭﺳﺎﺯﯼ ﮐند.

به عبارتی به جای رفتن به سمت اینفلوئنسرهای پراکنده و بدون هدف که امروزه بسیار زیاد شده اند، کمی تامل کنید و در انتخاب اینگونه افراد وسواس بیشتری داشته باشید چرا که در بسیاری از مواقع ذهنیت جامعه نسبت به آنها منفی است و بایستی اینفلوئنسرهایی را انتخاب کنیم که به جایگاه و برند کلینیک خدشه ای وارد نکنند.

۹.بیش از حد متمرکز شدن

ما در دنیایی پرشتاب و پر سرعت زندگی می کنیم. همه دنبال این هستند که کارهایشان را سریع انجام دهند. اما مدیران مرکز درمانی و کلینیک ها می دانند که همیشه اهمیت را فدای سرعت کردن بهتر نیست مگر در موارد نادر. کلینیک و یا مرکز درمانی شما باید روی این موضوع تمرکز کند که بیمارانی که همین الان به مرکز مراجعه می کنند آیا انگیزه آن را هم دارند که از این نیاز فوری خود فراتر هم بروند؟
مراکز درمانی به جای اینکه تمرکز کنند تا یک محصول را در لحظه بفروشند یا خدمتی را ارائه دهند باید روی ساختن روابط بلند مدت با بیماران تمرکز کنند که برای هر دو طرف یعنی بیمار و مرکز درمانی سودمند و ارزشمند باشد. اگر کسی از محصول یا خدمات شما رضایت داشته باشد باز به شما مراجعه می کند و شما شاهد این خواهید بود که سودآوری آنها بعنوان مشتری در طول زمان افزایش خواهد یافت.
آنچه که این مشکل را تشدید میکند این است که موجودیت و ماهیت بعضی مراکز درمانی  مدام در حال تغییر و تحول است. ادغام، تملک و ترکیب مراکز، بیمارستانها و مطب ها هویت منحصربفرد برندهای خاص را مغشوش می کند. ” مرکز درمانی” تبدیل به یک کالا می شود، یک کالای تمایز نیافته که توسط تعدادی از تامین کنندگان تحت عنوان برندهای بنام و مشهوری ارائه می شوند که بطور فزاینده ای پیچیده هستند. وقتی برندهای بزرگ، مراکز متعدد، حالات گوناگون و مدل های تجاری را با هم ادغام می کنند مدیران باهوش در جستجوی روش هایی برای حفظ وعده های برندهای بزرگ مربوطه می باشند. همچنین نکته مهمتر این است که این مدیران موجب می شوند که بیماران ساده تر با مراکز بهداشتی ارتباط برقرار کنند.

۱۰.نادیده گرفتن بی اعتمادی مشتری

این فقط نسل گذشته نیستند که با سیستم مراکز درمانی بیگانه اند. مشکل در دنبال کردن سازمانهای پیچیده، نامطمئن بودن در مورد هزینه ها، حتی موانع کوچک برای دریافت مراقبت های درمانی و سلامتی در کل موجب بی اعتمادی بیماران نسبت به این مراکز می شوند. در نتیجه بیماران درمان را به تعویق می اندازند و یا خوددرمانی می کنند. بیمارانی که وضع مالی خوبی دارند یا بیمه مناسبی دارند شانس این را دارند که به هر کلینیکی یا مراکز درمانی که میخواهند مراجعه کنند و پول هایشان را در هر مرکزی خرج می کنند که به آن اطمینان دارند. مدیران مراکز درمانی و بهداشتی چگونه می توانند اعتماد مردم را دوباره جلب کنند؟ با ساده کردن تجربه استفاده آنها از این مراکز، برقراری ارتباط با مراکز معروفی که وعده هایش حقیقی باشد و ترویج راه حل های مفید و صرفه جویی در وقت و هزینه.

۱۰.نادیده گرفتن بی اعتمادی مشتری

این فقط نسل گذشته نیستند که با سیستم مراکز درمانی بیگانه اند. مشکل در دنبال کردن سازمانهای پیچیده، نامطمئن بودن در مورد هزینه ها، حتی موانع کوچک برای دریافت مراقبت های درمانی و سلامتی در کل موجب بی اعتمادی بیماران نسبت به این مراکز می شوند. در نتیجه بیماران درمان را به تعویق می اندازند و یا خوددرمانی می کنند. بیمارانی که وضع مالی خوبی دارند یا بیمه مناسبی دارند شانس این را دارند که به هر کلینیکی یا مراکز درمانی که میخواهند مراجعه کنند و پول هایشان را در هر مرکزی خرج می کنند که به آن اطمینان دارند. مدیران مراکز درمانی و بهداشتی چگونه می توانند اعتماد مردم را دوباره جلب کنند؟ با ساده کردن تجربه استفاده آنها از این مراکز، برقراری ارتباط با مراکز معروفی که وعده هایش حقیقی باشد و ترویج راه حل های مفید و صرفه جویی در وقت و هزینه.

۱۱.نادیده گرفتن هم راستایی و هم سو بودن

ساختن یک کلینیک یا مرکز درمانی به ۱ درصد آگاهی و بصیرت نیاز دارد و ۹۹ درصد به همسو بودن کارکنان آن. توجه به ادغام، تملک، تغییر نام و از نو ساختن برندهای مراکز درمانی و بهداشتی گویای این مسئله است.
شاید شما این آگاهی را داشته باشید که چگونه این موارد می توانند با یکدیگر ترکیب شوند اما اگر مدیران مراکز ندانند که اینها چگونه در یک تصویر بزرگ جای می گیرند هیچ کس به کارآمدی آن اعتقادی نخواهد داشت. نمیتوانید فقط یک لوگو (آرم) را در مرکز درمانی خود بچسبانید و از مردم انتظار داشته باشید که آن را بفهمند یا آن را از لوگوهای دیگر تشخیص دهند. این وعده تجاری واحد که می گوید همه اشخاص حاضر در سازمان شما میتوانند به فعالیت بپردازند چیست؟
برندهایی مثل استارباکس و اپل همچنان مشتریان وفادار و طرفداران خود را دارند، حتی پس از آنکه مطبوعات خبرهای بدی از آنها منتشر کردند و نسبت به سیاست مدیرانشان انتقاد کردند. همسو و هم راستا بودن کارکنان یک برند قوی می تواند در ارائه تجارب سازگار با برند در روزهای خوب و بد به آن کمک کند. اگر یک بیمار در موقعیت های گوناگون بطور مداوم تجربه خوبی از کلینیک شما داشته باشد دوست دارد که همیشه به مرکز شما مراجعه کند حتی اگر گاهی اشتباهی از شما سر بزند یا اگر مرکز شما راحت ترین جای ممکن نباشد. اکثر بیماران به دنبال کیفیت خدمات هستند. اگر بیمار به مراکز مختلفی مراجعه کند که کیفیت خدماتشان بسیار متفاوت از یکدیگر باشد آنها نمیدانند که چه احساسی نسبت به کل سیستم دارند.

۱۲.در معرض دید قرار ندادن برند

بر اساس عملکرد مدیران مراکز پزشکی، درمانی و دارویی،مدیران آنها ارزش زیادی برای نام مرکز و اعتبار آن قائل هستند. محبوبیت برند، عملکرد مالی و منتخب مشتری بودن بعنوان مواردی که بیشترین ارزش را در میان مدیران مراکز دارند رتبه بندی شدند اما تنها ۲۸درصد آنها احساس کردند که داده های جامعی در مورد موضوع دریافت کرده اند.
این امر آنچه که باید مدیران مراکزهمواره بدانند را تایید میکند – این برند معتبر است. ساخت برند سخت و زمانبر، پر هزینه و تعهد آور است و ممکن است ماه ها و شاید سالها بازدهی نداشته باشد. اگرچه بی توجهی به برند آسیب های زیادی به مرکز درمانی شما وارد میکند حتی اگر کارهای خوبی در زمینه تبلیغات اینترنتی و تلویزیونی برای یک سرویس خاص انجام شود. برند سازی به این معنی نیست که به سرعت بازدهی مالی داشته باشد بلکه به این معناست که در تحقق بخشیدن به وعده های خود مداومت داشته باشید و در اینصورت بیماران به مرکز شما وفادار می شوند و از آن حمایت میکنند.

۱۳.اهمیت ندادن به مباحث مالی

از آنجا که ارائه دهندگان خدمات مراقبتی بهداشتی و درمانی با روش های جدید پرداختی سر و کار دارند یک چیز روشن و واضح است: افراد مرفه و کسانی که پوشش بیمه ای بالایی دارند از سودآورترین بیماران هستند. بنابراین وقتی پول هدف نباشد، و بیماران هرجایی که بخواهند برای درمان مراجعه کنند، چه چیزی یک مرکز درمانی را متمایز می کند؟ در اکثر موارد، شهرت و اعتبار آن مرکز یا تخصص آن در یک بخش خاص و یا کسب تجربه بهتر پاسخ این سوال می باشد. و در موارد دیگر، برند اولویت کمتری را به خود اختصاص می دهد. آیا برند شما در منطقه ای که هستید و در خدماتی که ارائه می دهید بیشترین اعتبار را دارد؟ آیا واقعا تجربه ای فوق العاده را برای مشتریان و بیماران  خود ارائه می دهید؟ اگر مطمئن نیستید، سودآورترین چشم انداز شما احتمالا در جای دیگری قراردارد.

۱۴.اهمیت ندادن به مباحث مالی

از آنجا که ارائه دهندگان خدمات مراقبتی بهداشتی و درمانی با روش های جدید پرداختی سر و کار دارند یک چیز روشن و واضح است: افراد مرفه و کسانی که پوشش بیمه ای بالایی دارند از سودآورترین بیماران هستند. بنابراین وقتی پول هدف نباشد، و بیماران هرجایی که بخواهند برای درمان مراجعه کنند، چه چیزی یک مرکز درمانی را متمایز می کند؟ در اکثر موارد، شهرت و اعتبار آن مرکز یا تخصص آن در یک بخش خاص و یا کسب تجربه بهتر پاسخ این سوال می باشد. و در موارد دیگر، برند اولویت کمتری را به خود اختصاص می دهد. آیا برند شما در منطقه ای که هستید و در خدماتی که ارائه می دهید بیشترین اعتبار را دارد؟ آیا واقعا تجربه ای فوق العاده را برای مشتریان و بیماران  خود ارائه می دهید؟ اگر مطمئن نیستید، سودآورترین چشم انداز شما احتمالا در جای دیگری قراردارد.

همچنین مشاهده ی ویدئو زیر خالی از لطف نیست:

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 − 4 =